donya12


donya12

love

نوشته شده در دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:عکس هنری ,نقاشی ,مینیاتور,نگارگری,ساعت 14:51 توسط iran| |

Don’t go for looks , they can deceive

 

Don’t go for wealth , even that fades away

 

Go for sum1 who makes u , smile becoz only a smile makes

 

a dark day seem bright

 

دنبال نگاه ها نرو ، ممکنه فریبت بدن

 

دنبال ثروت نرو ، چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه

 

دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی ، چون فقط یه لبخنده که میتونه

باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد


 

نوشته شده در شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:,ساعت 17:22 توسط iran| |

این روزها همه از تو تن میخواهند

کسی دل نمیخواهد

شریک جنسی خواهان زیاد دارد

باور کن.......

این روزها هوای رابطه ها تاریک است...

نوشته شده در شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:این روز ها,ساعت 17:20 توسط iran| |

این بزرگ شدنم را....

این فاصله گرفتن از کودکی ام را....

دلتنگم

دلتنگ بی بهانه خندیدن هایم

و خسته

از این همه بهانه

که چشم هایم را خیس می کنند...

نوشته شده در سه شنبه 29 فروردين 1391برچسب:دلتنگی,ساعت 20:21 توسط iran| |

خنده من از گریه غم انگیز تر است ... کارم از گریه گذشته است که به آن می خندم

در آن شب ساقیا در دل نوای آشنایی بود
ندانستم که فرجامش به هجران و جدایی بود

تو گفتی با تو می مانم سرود عشق می خوانم
ولی آواز و شعر تو سرود بی وفایی بود

تو یار و یاورم بودی تو تنها باورم بودی
تو جام و ساغرم بودی ولی عشقت خدایی بود

من از هجر تو ای نازم چگونه با دلم سازم؟
پس از تو سوز و آوازم نوای بی نوایی بود

چه ایامی به بیماری - چه شبهایی به بیداری
کبوترهای فکر من به عشق تو هوایی بود

نوشته شده در یک شنبه 27 فروردين 1391برچسب:چشمان بارانی,بی وفایی,ساعت 10:42 توسط iran| |

قتی چشات هوای گریه داره
غم تو دلم قد دو صد هزاره
نمی تونم غم تو رو ببینم
شادی برام گل توی شوره زار
شادی برام گل توی شوره زار
بیا بریم به شهر آشنایی
پا بذاریم رو قهر و رو جدایی
ما نباید مثل دو تا غریبه
باز بخونیم آواز بی وفایی
باز بخونیم آواز بی وفایی
نذار دل عاشق من تو حسرتت بمیره
بیا که مرغ آرزو دوباره جون بگیره
تو میدونی تنهاترین تنهای این زمونه
دل منه که روز و شب به عشق تو اسیره
وقتی چشات هوای گریه داره
غم تو دلم قد دو صد هزاره
نمی تونم غم تو رو ببینم
شادی برام گل توی شوره زار
شادی برام گل توی شوره زار
بیا بریم به شهر آشنایی
پا بذاریم رو قهر و رو جدایی
ما نباید مثل دو تا غریبه
باز بخونیم آواز بی وفایی
باز بخونیم آواز بی وفایی
نذار دل عاشق من تو حسرتت بمیره
بیا که مرغ آرزو دوباره جون بگیره
تو میدونی تنهاترین تنهای این زمونه
دل منه که روز و شب به عشق تو اسیره
نذار دل عاشق من تو حسرتت بمیره
بیا که مرغ آرزو دوباره جون بگیره
تو میدونی تنهاترین تنهای این زمونه
دل منه که روز و شب به عشق تو اسیره

نوشته شده در یک شنبه 27 فروردين 1391برچسب: بی وفا,عشق بی وفا ,اسیر,ساعت 10:25 توسط iran| |

دلم گرفته بدجوری ............

ای کاش پدرم اینجابود........

ای کاش......دوستدارم پدر

ای ساعت های زندگیم که هرروزم باتومیگذشت  کنارم باش مثل روزهایی که باتومینشستم  گفتگومیکردم همیشه خجالت میکشیدم ببوسمت چه اشتباهی کردم دلم میخواست همیشه واسه هر سورپرایز و خندت بغلت میکردم 

نوشته شده در چهار شنبه 23 فروردين 1391برچسب:دلم گرفته,ساعت 12:2 توسط iran| |

هرکسی روبیشتردوست داری زودتردلتومیشکنه

اونی که فکرنمیکنی آتیش به قلبت میزنه !!

نوشته شده در چهار شنبه 23 فروردين 1391برچسب:دل شکسته,ساعت 11:58 توسط iran| |

 

مردان در مسیر عشق
به وسعت نا منتهی نامردند
گدایی عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند؛
اما همین که مطمئن شدند...

نامردی را در حد مردانگی انجام دهند

نوشته شده در چهار شنبه 23 فروردين 1391برچسب:بی وفایی ,ساعت 11:46 توسط iran| |

از هجوم نغمه اي بشكافت گور مغز من امشب:

مرده اي را جان به رگ ها ريخت،

پاشد از جا در ميان سايه و روشن،

بانگ زد بر من: مرا پنداشتي مرده

و به خاك روزهاي رفته بسپرده؟

ليك پندار تو بيهوده است:

پيكر من مرگ را از خويش مي راند.

سرگذشت من به زهر لحظه هاي تلخ آلوده است.

من به هر فرصت كه يابم بر تو مي تازم.

شادي ات را با عذاب آلوده مي سازم.

با خيالت مي دهم پيوند تصويري

كه قرارت را كند در رنگ خود نابود.

درد را با لذت آميزد،

در تپش هايت فرو ريزد.

نقش هاي رفته را باز آورد با خود غبار آلود.

 

مرده لب بر بسته بود.

چشم مي لغزيد بر يك سرح شوم.

مي تراويد از تن من درد.

نغمه مي آورد بر مغزم هجوم.

نوشته شده در سه شنبه 13 دی 1390برچسب:,ساعت 12:41 توسط iran| |

n,sjnhvl

نوشته شده در پنج شنبه 8 دی 1390برچسب:,ساعت 10:56 توسط iran| |

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTYJFV1jkEZweepO_8iZQFybzB7aYgvuM7G0Jpa5XKWiclrJfv79F5XOgwq

نوشته شده در پنج شنبه 8 دی 1390برچسب:,ساعت 10:33 توسط iran| |

نوشته شده در پنج شنبه 8 دی 1390برچسب:,ساعت 9:52 توسط iran| |

بیا خواسته ی من

بیا به آغوشم طوری که دیگه ازهم جدا نشیم

بیا و با من یکی شو

هرلحظه کمبودتو حس میکنم

زندکی منو به کجا میبره ؟

کاملادرعشق گم شدم

احساسی ناآشناوغریب درمن بیدارشده

احساسی دارم که قبلانداشتم

امروز.کمی به عشق من اعتمادکن




 

نوشته شده در چهار شنبه 7 دی 1390برچسب:,ساعت 10:45 توسط iran| |

نوشته شده در چهار شنبه 7 دی 1390برچسب:,ساعت 10:44 توسط iran| |

هر دم ازعمرمی رود نفسی                

چون نگه میکنم نمانده کسی

ای که پنجاه رفت و درخوابی

مگراین پنج روزدریابی

خجل آنکس که رفت و کارنساخت

کوس رحلت زدند و بارنساخت

عمر.برف است و آفتاب تموز

اندکی مانده"خواجه غره هنوز

هرکه آمدعمارتی نوساخت

رفت ومنزل به دیگری پرداخت

برگ عیشی بگورخویش فرست

کس نیارد ز پس توپیش فرست

ای تهیدست رفته دربازار

ترسمت برنیاوری دستار

نوشته شده در سه شنبه 6 دی 1390برچسب:,ساعت 9:41 توسط iran| |




دلسوخته ی شقاوت دوران بود

مانند کویر تشنه ی باران بود

همبازی ابرهای بی تاب غروب

مهتابی جلوه های کوهستان بود

نوشته شده در دو شنبه 5 دی 1390برچسب:,ساعت 15:36 توسط iran| |

نوشته شده در دو شنبه 5 دی 1390برچسب:,,ساعت 14:45 توسط iran| |


Power By: LoxBlog.Com